یکی از اونا نگار بود . تو کلاس زبان ما همه دست و پا میزدن خودشون به دختر نشون بدن که چقدر شاخن
اما من و محمد رضا عین دوتا سیب زمینی یک گوشه نشسته بودیم
که البته من از این کارم پشیمون نیستم
خلاصه زبان تموم شد من اومد بیرون تو مدرسه از محمد شماره نگارو گرفتم ..چند وقته نو کف عکسا پروفایلش بوم ولی اوکی شد چندتاشونم سیو کردم![]()
بعد با اون اکانت تلگرامو واینستا ساختم یه خرده سر به سرش گذاشتم و...عکسا صفحه ی بعد
تا امروز دید عکس پروفایلشو عوض کرده نوشته
.خیانت......تحول عظیم...ما را در سایت .خیانت......تحول عظیم دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 100